الزامات یک پروژه نوعی طراحی محصول

الزامات یک پروژه نوعی طراحی محصول:

 

طراحی محصول - شرکت سپاهان الکترونیک

مطابق اصولی که در شرکت سپاهان الکترونیک، در فراگرد طراحی یک محصول جدید تجاری و یا توسعه مارپیچی یک محصول قبلی پی گیری می شود، بایستی الزامات گوناگونی مد نظر قرار گیرد. به جز انجام مطالعات پیش نیازی اقتصادی مانند نیاز سنجی بازار و امکان سنجی تولید ، بررسی اولویتها در خود پروسه طراحی، از مهمترین رویه های سرعت بخشی به فرآیند طراحی و افزایش بهره وری  محصول است.

کیفیت مدیریت پروژه در انتخاب تیمهای مرتبط با طراحی، زمان بندی، بودجه بندی و هماهنگی های پروژه،  بستگی تام به شخص یا گروه مدیریت انتخاب شده دارد. باید در نظر گرفت که گروهی با یک مدیر خوب و کارکنان ضعیف، در نهایت راه به جائی نمی برد. بنابراین، یکی از مهمترین چالشها در شروع یک پروژه طراحی، انتخاب صحیح مدیر یا گروه مدیران و همچنین کارکنان این بخش است.

مسئله بعدی ، کسب فن آوری های جدید لازم، افزون بر پایه فن آوری موجود، برای توسعه کارآئی و بهینه سازی محصول جدید است. بنابراین، وجود ارتباط و هماهنگی بین تیم R & D و تیم طراح از اهمیت بالائی برخوردار است. معمولا این موضوع در حیطه وظایف مدیریت پروژه طراحی است.

گام بعدی در بازار پر رقابت امروزی، شناسائی رقبای بالقوه و بالفعل در بازار هدف، لحاظ اصول زیبائی شناسانه هنری، ارگونومی و مطالعات روانشناسی جامعه مخاطب محصول است.

برای حل مشکلات تازه، الزاما باید به دنبال راه حلهای جدید حل مسئله بود، در نتیجه به «نوآوری» نیاز پیدا می شود. بنابراین ما در این شرکت، فقط به تدریس و یا تمجید از نوآوری نمی پردازیم، بلکه عملا آنرا هر روز انجام می دهیم. به جز لحاظ الزامات فنی محصول بر اساس تلفیق دو مدل  DEA و QFD ، این نوآوریها بر پایه یک روش شناسی تجربی پنجگانه است که از تجربه خط مقدم طراحی چندین محصول موفق حاصل شده است که بی واسطه و بلافصل در اختیار شما قرار می گیرد.

Brain Storming

چنانچه گفته شد، این روش شناسی پنج گام اصلی دارد:

شناخت بازار: مشتری مخاطب، فناوری و محدودیتهای ادراک شده ذاتی و جاری مسئله.

مشاهده مردم: گاهی باید طراحین پروژه و حل کنندگان مسئله، میز کار خود در شرکت را ترک کرده و به میان افراد واقعی جامعه در وضعیتهای واقعی زندگی بروند و ببینند چه چیز را دوست دارند، چه چیز نگرانشان می کند، چه چیز آنها را سر در گم می کند، از چه چیز متنفرند و نیازهای جدیدشان چیست؟ مشاهده متمرکز می تواند منبع قدرتمندی برای نوآوری باشد.

تجسم کردن: پرواز پرنده خیال برای تجسم مفاهیمی که برای مردم جهان و نیز مشتریانی که از آنها استفاده خواهند کرد، تازگی دارند.

مدل سازی: برای ارزیابی و تحلیل اولیه ایده ها، باید الگوی نخستین یا یک نمونه مفهومی تدارک دید تا بتوانیم ایده اولیه را بهبود بخشیده و با آسیب شناسی مشکلات محصول، آن را به طور فزاینده ای بهبود بخشیم.

اجرا: دست آخر، اجرای مفهوم جدید برای تجاری کردن محصول که غالبا طولانی ترین مرحله و به لحاظ فنی، چالش برانگیزترین مرحله در پروسه طراحی محصول جدید است. برنامه ریزی برای مدیریت بهینه نیروی انسانی، وقت و پول؛ به اضافه در پیش گرفتن یک اولویت بندی دقیق در مسیر پروژه طراحی محصول، اساس موفقیت در این مرحله است.

طوفان فکری

معمولا از برگزاری جلسات طوفان فکری Brain Storming ، به عنوان یک راه حل برای حل خلاق مسئله نام برده می شود. در شرکت سپاهان الکترونیک، طوفان مغزی صرفا پیروی محض از یک دستورالعمل و یا یک فرمول کار راه انداز نیست، بلکه یک فرهنگ فراگیر و یک رویه کاری روزانه است. در واقع طوفان ذهنی یک ابزار خلاقانه ارزشمند حتی در پروژه هایی با سرنوشت نامشخص است برای حصول اطمینان از اینکه افراد، بیش از حد انرژی خود را در راه کلنجار رفتن با یک مسئله دشوار، آن هم هنگامی که خرد جمعی گروه قادر است در کمتر از یک ساعت، آن را وادار به حل شدن کند، هدر ندهند. 

کارگاه طراحی

چنانچه گفته شد در مرحله اجرا؛ مهمترین موضوع، اولویت بندیهای گامهای پروژه توسعه محصول است. بر مبنای این روش تجربی، سه ویژگی عمده جهت اولویت بندی کارها مد نظر قرار می گیرد.

ویژگیهای عمده در اولویت بندی فرآیند طراحی محصول:

الف)ویژگی های کاملاً ضروری

ب)ویژگی های الزامی

ج)ویژگی های اختیاری و انحصاری

 در واقع، هدف از این متد، طبقه بندی الزامات یک محصول قبل از طراحی کامل است. رعایت این متد، سهم قابل توجهی در نتایج عملکردی تیم طراح و همچنین دستیابی به موفقیت در بازار دارد.

مهمترین هدف این مدل، لحاظ نیازمندی ها، کاربردها و ویژگی های محصول در جهت اولویت بندی ویژگی های محصول، بر پایه رضایت مندی مشتری است. در واقع، ابزار غیررسمی در این متد،انعکاس صدای مشتری برای تکمیل ویژگی های محصول موجود است. این ابزار از طریق جستجوی میدانی و مصاحبه با گروه های مصرف مخاطب، به این هدف دست می یابد.

ویژگی کاملا ضروری،  بیان کننده خصوصیات و سطوح عملکردی محصول است که علاوه بر اینکه ۱۰۰ درصد اجباری و اساسی بوده، هرگونه کم کاری در اعمال آنها، تاثیر مستقیم منفی در مقبولیت محصول در بازار مصرف خود به دنبال خواهد داشت. به همین ترتیب ویژگی های الزامی،  مختصه هائی هستند که به طور مستقیم به نیازها، نظرات و خواسته های مشتری و نمایندگان آنها اشاره دارند و وجود آنها تاثیر مثبت و محسوس در ارزش محصول خواهد داشت. نهایتا، ویژگی های انحصاری، نشان دهنده فن آوریهای نوآورانه و جزئیات طراحی اختصاصی بوده که خصوصیات نوگزین محصول را معرفی می کند و می تواند در صحنه رقابتی بازار، تضمین دهنده موفقیت آن باشد.

به این جهت که دستیابی به اطلاعات مربوط به خواسته های مشتری از طریق توسعه فعالیت های ارزیابانه کیفی، راهی طولانی و پرهزینه را پیش رو دارد، استفاده از ابزار اخیر کار را ساده تر می سازد. از نقطه نظر اجرایی پروژه، یک تیم توسعه و طراحی محصول بایستی در گام نخست، از در نظر آوردن تمام ویژگی های از نوع ضروری محصول مطمئن گشته و سپس تمامی هم خود را در زمینه تحقق موارد الزامی به کار گیرند.

Meters

اگر محدودیت زمانی و مالی پیش روی نباشند، در گام بعدی، ویژگیهای انحصاری نیز می توانند مد نظر تیم قرار گیرند. معمولا به جهت اهمیت تعهد زمانی در تکمیل و یا تامین محصول، جنبه های اختیاری آن در فرآیند طراحی و توسعه کالا مغفول واقع می شود.

اگرچه توجه به ویژگی ها و نیازمندی های محصول تمرکز زیادی را به خود اختصاص می دهد، لکن برنامه ریزی مناسب و مستمر فعالیت های توسعه محصول در خلال پروژه، سبب کسب نرخ بهره وری بالا در تخصیص زمان های طراحی می شود و قطعا ما حصل آن در بازار مصرف نمایان خواهد گردید.

این متد؛ هم به عنوان ابزار اولیه طبقه بندی فعالیتهای توسعه محصول و هم از لحاظ درک پیوسته کنشهای ارتباطی با مشتری به کار می رود. به این صورت که تمام فعالیت هایی که در روند بحرانی پروژه بوده و یا از نظر اهمیت در آن سطح می باشند، در دسته ویژگی های ضروری قرار می گیرند. فعالیت های از نوع الزامی، آنهایی هستند که به طور عمده با الزامات کیفی و فنی در ارتباط بوده و در مسیر بحرانی پروژه، به ویژه از نظر زمانی قرار نمی گیرند. دست آخر هر عملکردی که می تواند بدون آسیب زدن به روند کلی توسعه محصول، دست کم تا مدتی به تعویق بیفتد، در درجه اهمیت آخر قرار می گیرند.

اصول طراحی محصول

از منظر چگونگی پیشرفت پروژه، تمامی این اولویت بندیها به هنگام ضرورت، می بایستی مجددا جرح وتعدیل شوند و به همین منوال، ممکن است مثلا عملکردی که در ابتدای پروژه به لحاظ اهمیت در مسیر بحرانی پروژه قرار می گیرد، با وقوع تغییراتی ناگهانی، به فعالیتی کم اهمیت تنزل داده شود.

توانائی مدیریت پروژه در متمرکز کردن تمامی اعضای تیم طراحی بر ویژگی هایی که از نظر فنی ، زمانی و مالی در مسیر بحرانی قرار دارند، یکی از موثرترین راه های تسهیل روند توسعه محصول است. به علاوه، به کارگیری این روش، حتی گامی فراتر را در کنترل زمان بندی پروژه برمی دارد؛ در چنین وضعیتی، ویژگیهای انحصاری به عنوان عاملی برای جذب نوسانات بازار عمل کرده و این امکان را به مدیران تیم می دهد که هنگام دور شدن پروژه از مسیر اصلی، آن را مجدداً به شرایط مطلوب بازگردانند. در واقع تمامی ویژگیهای انحصاری و معمولی پروژه، مانند ظرافت های طراحی، مستندات و گزارشات دارای درجه اهمیت کم، نسخه هایی از محصول که پتانسیل کمتری برای فروش و عرضه دارند و حتی گاها، آزمون های کیفی قابل چشم پوشی نیز در این دسته قرار می گیرند. در عمل، هنگامی که پروژه طراحی محصول از نظر زمان بندی و تعهدات خود تحت فشار قرار می گیرد، بسیاری از فعالیت های ضروری و حتی اجباری، جزو دسته ویژگی های اختیاری قرار می گیرند.

لذا ترجیح داده می شود که به جای مواجه شدن با محذوریتهای اجتناب ناپذیر در انتهای پروژه، از این مدل،برای مشخص کردن شفاف اولویت بندیهای کاری تیم طراحی محصول استفاده شود. حال پرسش اساسی اینجاست که اساسا تا چه حد از جزئیات باید در زمان بندی پروژه لحاظ شود؟

از یک طرف برنامه زمان بندی جزئیات، باعث درک پیچیدگی فعالیت ها و هدایت صحیح اعضای تیم در انجام وظایف پروژه شده و از سمت دیگر،  مدتی پس از آغاز پروژه، بیشتر زمان صرف شده برای زمان بندی به هدر رفته و ارزش واقعی آن در عمل، کمتر از آنچه روی کاغذ بوده به نظر می رسد بنابراین در شروع پروژه، برنامه ریزی تیم مدیریتی، بایستی تمامی مسائل مهم و فعالیت های بحرانی آن را نیز در بر بگیرد. گاهی اوقات تعدادی از فعالیت های مرتبط با یکدیگر به صورت مجموعه درآمده و توسط یک خط جداگانه روی نمودار گانت پروژه به نمایش در می آید و در آخر، با استفاده از یک مایل استون در انتهای آن مشخص می شوند.

GLCD Frame

 

 

2 دیدگاه درباره ی “الزامات یک پروژه نوعی طراحی محصول

    • ضمن قدردانی از حسن نظر شما، قطعا توجه دارید که یک طراح صنعتی در انتخاب شکل ظاهری محصول آزادی کاملی ندارد و مواردی همچون رعایت الزامات فنی اولیه طراحی و محدودیت ابعاد فیزیکی و قیمت تمام شده محصول دستان وی را تا حدی می بندند.
      در مورد پنلی که اشاره می فرمائید؛ استفاده از کی برد تنها هنگام انجام ستینگ های اولیه دستگاه مورد نیاز کاربر است که معمولا هم یک بار برای همیشه انجام می شود، بنابراین لحاظ اصول ارگونومیک در درجه دوم اهمیت بوده و همخوانی پنل با PCB پشت آن، تعیین کننده تر خواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>